مشاوره حقوقی با وکیل
برای تماس با وکیل روی لینک زیر کلیک کنید
09124204985

آخرین به‌روزرسانی ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ (جمعه - ۰۱ فروردین ۱۴۰۴)

اعسار شخص دارنده شرکت

اعسار شخص دارنده شرکت زمانی قابل طرح است که بدهی، شخصی باشد و فرد با وجود داشتن سهام، سمت مدیریتی یا مالکیت شرکت، دارایی و درآمد کافی برای پرداخت آن نداشته باشد؛ بنابراین صرف دارنده شرکت بودن، مانع اعسار نیست. برای مثال، اگر فردی مالک یک شرکت با مسئولیت محدود باشد اما بابت چک شخصی یا ضمانت وام، محکوم به پرداخت وجه شده و اموالی برای پرداخت نداشته باشد، می‌تواند با ارائه مدارک مالی و شهادت شهود، درخواست اعسار کند. در مقابل، اگر بدهی متعلق به خود شرکت باشد، موضوع اعسار شخص دارنده شرکت مطرح نیست و باید وضعیت مالی شرکت و در صورت وجود شرایط، ورشکستگی آن بررسی شود. تشخیص درست میان بدهی شخصی و بدهی شرکت، مهم‌ترین گام در اعسار شخص دارنده شرکت است.

تفاوت دارنده شرکت با خود شرکت

شرکت، در صورت ثبت قانونی، شخصیت حقوقی مستقل از شرکا و مدیران دارد. این استقلال به این معناست که دارایی شرکت اصولاً برای پرداخت بدهی‌های شرکت استفاده می‌شود و طلبکار شرکت نمی‌تواند صرفاً به دلیل سهامدار یا مدیر بودن یک شخص، اموال شخصی او را توقیف کند.

در شرکت‌های سهامی و شرکت با مسئولیت محدود، مسئولیت شرکا معمولاً تا میزان سرمایه‌ای است که به شرکت آورده‌اند؛ با این حال، این قاعده استثناهایی دارد. اگر شخص به صورت جداگانه ضمانت پرداخت بدهی شرکت را امضا کرده باشد، چک یا سفته را شخصاً صادر کرده باشد، از حساب شخصی خود تعهد داده باشد یا مرتکب تخلف و تقصیری مستقل شده باشد، ممکن است مسئولیت شخصی پیدا کند.

همچنین استفاده از شرکت برای پنهان کردن دارایی، انتقال صوری اموال، فریب طلبکاران یا انجام معاملات غیرواقعی می‌تواند باعث شود دفاع مبتنی بر استقلال شخصیت حقوقی شرکت با مشکل مواجه شود. در چنین مواردی، بررسی قراردادها، اسناد مالی، نحوه انتقال اموال و نقش واقعی مدیر یا شریک ضروری است.

چه زمانی درخواست اعسار پذیرفته می‌شود؟

اعسار به معنای ناتوانی مالی از پرداخت هزینه دادرسی یا پرداخت محکوم‌به است. در بحث بدهی، معمولاً شخص زمانی دادخواست اعسار از پرداخت محکوم‌به یا تقسیط آن را مطرح می‌کند که حکم قطعی صادر شده و برای اجرای حکم، پرداخت مبلغ از او مطالبه شده باشد.

شخص باید نشان دهد که مجموع دارایی‌ها، درآمد، حساب‌های بانکی، حقوق، املاک، خودرو، مطالبات و سایر منابع مالی او برای پرداخت یکجای بدهی کافی نیست. صرف ادعای نداشتن پول، بدهکار بودن شرکت یا کاهش فعالیت تجاری، برای اثبات اعسار کافی نیست و دادگاه وضعیت واقعی مالی شخص را بررسی می‌کند.

درخواست اعسار شخص دارنده شرکت در صورتی قابل بررسی است که بدهی به خود فرد مربوط باشد و او از نظر قانونی تاجر محسوب نشود یا موضوع پرونده در چارچوب مقررات ورشکستگی قرار نگیرد. اگر فرد به صورت مستقل و مستمر به فعالیت تجاری اشتغال داشته باشد، تشخیص عنوان قانونی او اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ زیرا تاجر اصولاً برای ناتوانی از پرداخت دیون تجاری باید از مقررات ورشکستگی استفاده کند، نه اینکه بدون بررسی عنوان تجاری، اعسار را جایگزین آن کند.

اعسار سهامدار، مدیرعامل و صاحب شرکت

سهامدار بودن به خودی خود به معنای تاجر بودن یا برخورداری از توان مالی نیست. ممکن است فردی مالک بخش زیادی از سهام یک شرکت باشد، اما سهام او قابل فروش سریع نباشد، شرکت زیان‌ده باشد یا سودی به او پرداخت نکند. در این وضعیت، دادگاه باید دارایی و درآمد واقعی فرد را بررسی کند، نه فقط عنوان مالکیت یا سمت او را.

مدیرعامل نیز ممکن است بابت تعهد شخصی خود، ضمانت، صدور چک یا قرارداد مستقل بدهکار شده باشد. اگر مسئولیت پرداخت متوجه شخص مدیرعامل باشد، او می‌تواند درباره همان بدهی، در صورت وجود شرایط، درخواست اعسار کند. اما اگر حکم علیه شرکت صادر شده باشد، مدیرعامل نمی‌تواند صرفاً با ادعای ناتوانی شخصی خود، اجرای حکم علیه شرکت را متوقف کند.

در پرونده‌هایی که چک شرکت یا قرارداد شرکت با امضای مدیر صادر شده است، ابتدا باید مشخص شود امضا به نمایندگی از شرکت انجام شده یا شخص مدیر نیز تعهد مستقل داده است. متن قرارداد، مهر شرکت، حدود اختیارات امضاکننده، نوع چک و علت صدور آن در این تشخیص مؤثر است.

مدارک لازم برای اثبات ناتوانی مالی

مدارک باید تصویری واقعی و کامل از وضعیت اقتصادی فرد ارائه کنند. پنهان کردن حساب، ملک، خودرو، سهام، طلب یا درآمد ممکن است موجب رد دادخواست و ایجاد مسئولیت‌های بعدی شود. مهم‌ترین مدارک معمولاً عبارت‌اند از:

  • تصویر کارت ملی و شناسنامه متقاضی؛
  • تصویر حکم قطعی، اجراییه و ابلاغ‌های مربوط به پرونده؛
  • فهرست کامل اموال منقول و غیرمنقول، حساب‌های بانکی، سهام و مطالبات؛
  • مدارک مربوط به درآمد، اجاره‌نشینی، هزینه‌های ضروری زندگی و افراد تحت تکفل؛
  • اسناد مربوط به بدهی‌های دیگر و اقساط پرداخت‌نشده؛
  • استشهادیه و مشخصات شاهدانی که از وضعیت مالی متقاضی اطلاع مستقیم دارند؛
  • اسناد شرکت برای اثبات اینکه مالکیت شرکت، درآمد قطعی و قابل وصول برای شخص ایجاد نکرده است؛
  • مدارک مربوط به توقف فعالیت، زیان‌دهی یا نداشتن سود قابل برداشت، در صورت استناد به وضعیت مالی شرکت.

شاهدان نباید صرفاً بر اساس شنیده‌ها اظهارنظر کنند. بهتر است از میزان درآمد، محل سکونت، شغل، هزینه‌های زندگی و دارایی‌های قابل دسترس متقاضی اطلاع واقعی داشته باشند. شهادت کلی و بدون بیان منشأ اطلاعات، ارزش اثباتی کمتری خواهد داشت.

مراحل ثبت دادخواست و رسیدگی

ابتدا باید مشخص شود بدهی در چه مرحله‌ای قرار دارد و کدام مرجع حکم یا اجراییه را صادر کرده است. سپس دادخواست اعسار از پرداخت محکوم‌به یا تقسیط محکوم‌به از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت می‌شود. در متن دادخواست باید مبلغ بدهی، شماره پرونده، وضعیت شغلی، درآمد، دارایی‌ها، هزینه‌های ضروری و علت ناتوانی از پرداخت یکجا به روشنی بیان شود.

مرجع رسیدگی با توجه به نوع دعوا و مرحله اجرای حکم تعیین می‌شود و معمولاً دادگاه نخستین رسیدگی‌کننده به دعوای اصلی یا مرجع صادرکننده حکم و اجراییه نقش اساسی دارد. به همین دلیل، پیش از ثبت، باید مشخصات پرونده اجرایی و مرجع صادرکننده حکم به دقت بررسی شود.

در جلسه رسیدگی، دادگاه اظهارات متقاضی و شهود را بررسی می‌کند و ممکن است برای شناسایی اموال، وضعیت حساب‌ها و نقل‌وانتقال دارایی‌ها استعلام بگیرد. دادگاه می‌تواند اعسار را بپذیرد، درخواست را رد کند یا با توجه به درآمد و توان پرداخت فرد، حکم به تقسیط بدهی بدهد.

اعسار معمولاً به معنای بخشش اصل بدهی نیست. نتیجه آن ممکن است مهلت، تقسیط یا جلوگیری از فشار اجرای یکجای محکوم‌به باشد. اقساط باید در موعد پرداخت شوند؛ در غیر این صورت، طلبکار می‌تواند اقدامات قانونی مربوط به اقساط معوق و اجرای حکم را پیگیری کند.

مهلت و آثار ثبت درخواست

پس از ابلاغ اجراییه، سرعت عمل اهمیت دارد. در قوانین مربوط به اجرای محکومیت‌های مالی، طرح ادعای اعسار در مهلت مقرر می‌تواند بر نحوه برخورد با درخواست حبس ناشی از ناتوانی در پرداخت اثر بگذارد؛ بنابراین نباید ثبت دادخواست را به پایان مهلت‌های قانونی موکول کرد. مهلت دقیق باید با توجه به تاریخ ابلاغ و نوع محکومیت از روی پرونده بررسی شود.

ثبت دادخواست به تنهایی همیشه باعث توقف همه اقدامات اجرایی نمی‌شود. برای جلوگیری از توقیف یا اقدامات دیگر، ممکن است نیاز به تصمیم دادگاه یا ارائه درخواست جداگانه وجود داشته باشد. همچنین اگر مشخص شود متقاضی پس از ایجاد بدهی، اموال خود را به صورت صوری منتقل کرده یا دارایی‌هایش را پنهان کرده است، دادگاه می‌تواند ادعا را نپذیرد و موضوع از جهت مسئولیت قانونی نیز قابل بررسی باشد.

هزینه ثبت دادخواست، هزینه خدمات دفتر و هزینه‌های احتمالی کارشناسی یا ابلاغ باید هنگام اقدام در نظر گرفته شود. اگر شخص نسبت به پرداخت هزینه دادرسی نیز ناتوان باشد، می‌تواند در صورت وجود شرایط، اعسار از هزینه دادرسی را جداگانه مطرح کند؛ اعسار از هزینه دادرسی با اعسار از پرداخت محکوم‌به یک موضوع واحد نیست.

آیا مالک شرکت می‌تواند بابت بدهی شرکت اعسار بگیرد؟

خیر، اصل بر این است که هر شخص فقط درباره بدهی خود می‌تواند ادعای اعسار کند. اگر بدهکار واقعی شرکت باشد، شخص حقوقی شرکت باید در جایگاه محکوم‌علیه قرار داشته باشد و وضعیت مالی آن بررسی شود. مالک یا مدیر شرکت نمی‌تواند با دادخواست اعسار شخصی، بدهی مستقل شرکت را از بین ببرد.

البته اگر مالک یا مدیر علاوه بر شرکت، شخصاً ضمانت پرداخت بدهی را کرده باشد یا سند تجاری را به نام خود امضا کرده باشد، درباره تعهد شخصی ایجادشده می‌تواند درخواست قانونی مناسب را مطرح کند. در این حالت باید تعهد شرکت و تعهد شخصی از یکدیگر تفکیک شوند.

آیا داشتن سهام به معنای توانایی پرداخت بدهی است؟

خیر. ارزش اسمی سهام با ارزش واقعی و قابلیت نقد شدن آن تفاوت دارد. سهام ممکن است متعلق به شرکتی زیان‌ده باشد، خریداری نداشته باشد یا فروش آن نیازمند تشریفات و زمان باشد. با این حال، متقاضی باید مالکیت سهام را اعلام کند و ارزش واقعی آن را از دادگاه پنهان نکند.

دادگاه ممکن است با توجه به ارزش سهام، سود دریافتی، امکان انتقال و سایر دارایی‌ها، تصمیم متفاوتی بگیرد. بنابراین ارائه گزارش مالی شرکت، صورت‌های مالی، مدارک زیان یا نبود سود می‌تواند برای توضیح وضعیت واقعی مفید باشد.

آیا بعد از رد اعسار امکان اقدام دوباره وجود دارد؟

اگر دادخواست به دلیل نقص مدارک، نبود دلیل کافی یا عدم حضور مؤثر شهود رد شود، امکان بررسی راه‌های اعتراض یا اقدام مجدد، با توجه به مفاد رأی و تغییر شرایط، وجود دارد. اما تکرار همان ادعا بدون رفع ایرادهای رأی، معمولاً نتیجه مطلوبی ایجاد نمی‌کند.

در صورت رد اعسار، باید مهلت اعتراض مندرج در رأی، مرجع صالح و آثار اجرایی تصمیم بررسی شود. گاهی مذاکره با طلبکار برای پرداخت بخشی از بدهی، معرفی مال، توافق بر اقساط یا درخواست مهلت، از ادامه اختلاف و هزینه‌های بیشتر جلوگیری می‌کند.

در چه شرایطی ورشکستگی مطرح می‌شود؟

اگر بدهکار شخصی باشد که به طور مستقل به فعالیت تجاری اشتغال دارد و ناتوانی او مربوط به پرداخت دیون تجاری است، احتمال طرح موضوع ورشکستگی به جای اعسار وجود دارد. در این وضعیت، تاریخ توقف، نوع معاملات، دفاتر تجاری، میزان بدهی‌ها و دارایی‌ها اهمیت پیدا می‌کند.

صرف مدیر بودن در یک شرکت، بدون اشتغال مستقل به تجارت، برای نتیجه‌گیری درباره ورشکستگی کافی نیست. همچنین صرف مالکیت شرکت نیز به معنی ورشکسته بودن شخص نیست. باید وضعیت حقوقی خود شرکت و وضعیت مالی شخص، جداگانه و بر اساس اسناد بررسی شود.

جمع بندی

اعسار شخص دارنده شرکت وابسته به عنوان «دارنده شرکت» نیست، بلکه به ماهیت بدهی، شخصیت بدهکار، وضعیت واقعی دارایی‌ها و تجاری یا غیرتجاری بودن فعالیت او بستگی دارد. اگر بدهی شخصی باشد، ارائه دادخواست اعسار و تقسیط با مدارک کامل امکان‌پذیر است؛ اما اگر بدهی متعلق به شرکت باشد، باید از مسیر مسئولیت شرکت و مقررات مربوط به شخصیت حقوقی یا ورشکستگی پیگیری شود.

برای اقدام درست، ابتدا قراردادها، چک‌ها، ضمانت‌نامه‌ها و متن حکم را بررسی کنید، سپس دارایی‌ها و درآمدها را صادقانه فهرست کنید و درباره مرجع صالح، مهلت اعتراض و آثار اجرایی با توجه به جزئیات پرونده اقدام کنید. تفکیک دقیق تعهد شرکت از تعهد شخصی، در بسیاری از پرونده‌ها تعیین می‌کند که درخواست اعسار پذیرفته شود یا با رد مواجه گردد.

۳۰ دقیقه مشاوره حقوقی رایگان
برای تماس با وکیل کلیک کنید :
09124204985