صفحات اصلی
آخرین به روزرسانی ۱۴۰۴/۰۸/۲۴ (شنبه - ۲۴ آبان ۱۴۰۴)

لایحه درخواست اعاده دادرسی به موجب ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی

بسم‌الله الرحمن الرحیم
طبق اصلاحات ارضی مقداری زمین به پدر خوانده ام داد ناپدریم به من ۲ هکتار زمین داد که یک هکتار زمین چمن و یک هکتار زمین کشاورزی به من داد و درقطعه زمین دیگری خانه‌ی قدیمی خودش را وهمین طور مقداری از حیاتش را به من داد که حدودا ۸۰۰ متر می‌شود و من در گوشه‌ای از حیاط از ۵۵ سال پیش در حضور شهود و ناپدریم خانه درست کردم وان خانه‌ی قدیمی ناپدریم که چندین سال خودشان در آن زندگی می‌کردند و خاکی است هنوز سالم است که همه زمینی که به من داد با آن خانه و زمین کشاورزی جمعا ۲ هکتار بود و یک نوشته هم به من داد و بعدها اون نوشته را گم کردم چند سال بعد ناپدریم به وسیله شخص نامعلومی ترور شد بعد از چند سال سازمان همیاری زمین‌های کشاورزی را برای طرح ساختمان‌سازی خریداری می‌کرد و من به همراه برادران ناتنی‌ام اقدام به دادن وکالت به یکی از برادران ناتنی‌ام کردیم ولی متأسفانه برادران ناتنی‌ام فقط پول یک هکتار زمین را آن هم به‌زور شکایت و ناقص دادند بعداز چند سال با پیدا نشدن قاتل ناپدری‌ام دولت تصمیم به دادن خون‌بها می‌گیرد و چون من فرزند خوانده بودم برادران ناتنی‌ام اقدام به شکایت از من کردند و به من گفتند که تو برادر ما نیستی و خون‌بها بر تو حرام است و من در پیش قاضی اقرار کردم فرزند خوانده هستم با اقرار بنده من از لیست وراث خارج شدم برادران ناتنی‌ام به من گفتند تو دیگر وارث پدرمان نیستی و هیچ مالی به تو نمی‌دهیم پس من هم اقدام به شکایت برای ۲هکتار زمین کردم البته زمین کشاورزیم ۲هکتار نبود با خانه ام جمعا ۲ هکتار می‌شد با استناد به شهود ولی متأسفانه شهود حاضر به شهادت نشدند و با این کار حکم به بطلان دعوی من صادر شد پس من ماندم با آن ۸۰۰ متر زمین که من از پنجاه سال پیش خانه درست کردم و بعد از چند سال ارباب شخصی که زمین‌ها را به ناپدریم داده بود از برادران ناتنی‌ام شکایت کرد و به آنها گفت من اشتباه کردم حق پدر مرحومتان از زمین‌های اصلاحات ارضی ۸۰ توره بوده نه ۱۸۰ توره پس دادخواست ارباب خلع ید از ده هکتار ده هکتار و اثبات مالکیت و با اثبات مالکیت ارباب نسبت به ۱۸۰ توره دادگاه کارشناس گرفت و آن زمین ۷۵۶۰۰مترمربع که من و برادران ناتنیم فروخته بودیم که سهم من از یک هکتار بیشتر بود و برادران ناتنیم یک هکتار به من دادند و به همان یک هکتار هم اقرار کردند کارشناس متر کرد واین زمین ۸۰ توره درامد و گفت با در نظر گرفتن نسخه
زارعانه پدرمرحومتان (پدرخوانده مرحومم) به میزان ۸۰ توره زمین آبی که برابر مدارک و مستندات موجود نسخه مذکور به عنوان ماترک آن مرحوم بغیر واگذار شده است این زمین ۸هکتاره نه ۷۵۶۰۰ متر مربع ، پس کارشناس طبق نظریه کارشناسی به من و برادران ناتنیم گفت حق شما و برادر ناتنی تان از زمین های پدرتان ناپدریم مرحومتان همان است که فروختید یعنی ۸هکتار و بقیه مال ارباب است و، برادران ناتنیم وقتی کارشان را سخت دیدند و خواستند تا ارباب از من هم شکایت بکند اول به وسیله استشهادیه محلی بیان کردند که اراضی که توسط این شخص و در مالکیتش قرار دارد جدا از مقدار اراضی است که اداره اصلاحات ارزی به پدرمان واگذار کرده است و شهود آن را امضا کردند ابتدا در لایحه گفتند که من مقداری از زمین ارباب را فروخته‌ام که پدرشان( پدر خوانده ام) به من نداده و معلوم نیست که چه کسی به من داده ولی ارباب ازمن شکایت نکرد وقتی برادران ناتنی‌ام دیدند ارباب از من شکایت نکرد دوباره لایحه بوسیله وکیل فرستادند این بار در لایحه اقرارکردنند پدرشان ( پدر‌خوانده‌ام) یک هکتار زمین به شما( به من) واگذار کرده بود که آن هم مال پدرشان( پدخوانده‌ام) نبوده مال ارباب بوده و شما زمین را به همیاری فروخته‌اید در حالی که انها مجبور به اقرار به یک هکتار شدند ( البته من آن یک هکتار زمین را قبلا فروخته بودم ولی زمین من۲ هکتار بود که بیشتر آن زمین کشاورزی و ۸۰۰ متر هم خانه ام وحیاطم در آن بود که جمعا ۲هکتار می‌شد البته برای بقیه زمین کشاورزیم شکایت کردم ولی بدلیل تبانی شهود دادگاه بطلان دعوی من را صادر کرد اقرار آنها به یک هکتار در لایحه به آن یک هکتار زمینی که فروخته‌ام می‌باشد ) در نهایت با شکایت خواهانها ارباب و برادران ناتنی‌‌ام بنده از طرف دادگاه احضاریه در خصوص فروش یک هکتار زمین ارباب برایم امد و من در دفاع از خودم که در خصوص اون یک هکتاری که فروخته بودم در جلسه دادگاه گفتم من زمین متعلق به خواهان ها را تصرف ننموده‌ام تقاضای رد دعوی خواهان ها را دارم و من بجز اون جلسه‌ در دفاع از یک هکتار زمین کشاورزی که وکالت فروش آن را به برادر ناتنیم دادم در خصوص خانه ام هیچ دفاعی نکرده‌‌ام اصلا در خصوص خانه ام در آن پرونده هرگز اشاره‌ای نشده فقط در خصوص کل زمین های ارباب که خانه من هم روی یکی از همین زمین‌ها است وان زمینی که به من داده حیاط و خانه یا قدیمی پدر‌خواندام است چگونه ممکن است حیاط و خانه قدیمی پدرخوانده‌ام که من در گوشه‌ای از حیاط با حضور شهود و پدر‌خواندام خانه درست کردم حکم خلع ید بخورد حتی وکیل برادران ناتنیم طبق دفاعیه بیان کردنند آن زمین که خانه من و خانه ناپدری مرحومم در آن بود جز محدثات است ولی کارشناس بیان کرد اینکه خانه‌ی مالک ۴۴۰۰ متر باشد بدور از تصور است کارشناس بیان کرد هرچند عرصه دهقانی از منظمات مورد معامله سند اصلاحات اراضی متعلق به مورث خواندگان بوده چنین متبادر می‌نماید که عرضه دهقانی خارج از موضوع مورد معامله سند تنظیمی و جدا از نسخه زراعی است ولی این موضوع که خانه دهقانی به محل سکونت زارع دلالت داشته و زمینی به مساحت ۴۹۶۳ متر مربع را نیز می‌تواند تشکیل دهد برای این هیئت مبهم است در حالی که تنها خانه‌ی من ویکی از برادران ناتنیم خانه‌ی اولیه مالک همان ناپدری مرحومم بودند بقیه زمین بود با وجود اعتراض برادران ناتنیم حکم خلع ید صادر شد که این حکم مال ده سال پیش است البته زمینی که من در آن خانه درست کردم با آن زمین ۷۵۶۰۰ متر مربع دو زمین جداگانه است البته همه یا این زمین ها مال ارباب است بدلیل ناآگاهی همه ۱۸ هکتار زمین ناپدریم به همراه اضافات حتی جایی که در آن خانه درست کردم حکم خلع ید در مرحله بدوی صادر شد پس از اینکه از حکم بدوی تجدید نظر خواهی شد قصد داشتم وکیل بگیرم و از خودم دفاع کنم ولی آنها در مرحله تجدید نظر خواهی با هم سازش کردند و خانه ام وان زمین ۷۵۶۰۰ متر مال برادران ناتنیم شد
این جانب شهود در مورد دادن خانه به خودم و سابقه تصرف ۵۵ ساله هم دارم خانه ام و حیاطم جایی بوده که پدر خوانده ام برای اولین بار در ان زندگی کرده‌‌است. و مطابق با لایحه وکیل برادران ناتنیم که گفته عرضه خانه یا دهقانی متعلق به خریدار است یا همان خانه‌های ساخته شده متعلق به خریدار است
من نسبت به خانه‌ام که خلع‌ید خورده و حدودا ده سال از حکم قطعی می‌گذرد
در خصوص خانه هرگز ناپدریم و برادران ناتنیم از من هرگز شکایت نکردنند
مدارکم نسبت به خانه‌ام که ۱۰ سال از حکم قطعی می‌گذرد
من در خصوص یک هکتار زمین کشاورزی که احضاریه برایم آمد دفاع کردم ولی در خصوص خانه ام هیچ دفاعی نکرده‌ام و خواهان ها هرگز در خصوص خانه ام از من سوالی نکردنند
مدارکم نسبت به اعاده دادرسی
اولین خانه و محل سکونت پدر‌خواندام که تازه ارباب به پدر خواندم زمین داده بود و پدر‌خواندام در آن زندگی کرد و بعد آن خانه و حیاط را به من داد و من در آن حیاط در حضور شهود واو برای خودم خانه درست کردم
خلاف شرع بودن خلع ید خانه ام بدلیل اینکه خانه‌ی پدر‌خواندام بود و آن را به من داد سکونت گاه پدر‌خواندام نباید طبق مورد خلع ید قرار بگیرد و هنوز خانه‌ی قدیمی پدر خوانده ام در حیاطم سالم است
حالا من اقرار آنها را در مورد واگزاراری آن یک هکتاررا که پدر خوانده ام به من داده را دارم و چون زمینم بیشتر از اون مقدار بود فقط یک شاهد در خصوص زمین کشاورزی که از یک هکتار زیاد بود و به همراه سوگندم و در خصوص خانه ام دو شاهد دارم
شکایت ارباب فقط در خصوص همان یک هکتار زمین که فروختم بوده است ومن در دفاع فقط در خصوص همان یک هکتار زمین کشاورزیم گفتم هرگز زمین مورد ادعای خواهان را تصرف نکرده‌ام در خواست رد ادعای ایشان را دارم و در خصوص خانه ام هرگز سوالی از من نشد و حکم خلع ید بطور کلی صادر شد و در خصوص خانه که خانه برادران ناتنی پدرم هم در اون زمینی که من در آن خانه درست کرده‌ام هم است آنها در دفاع گفتند که این زمین جز محدثات است و متعلق به مالک یعنی به ناپدری مرحومم است و کارشناس در گزارش تکمیلی بیان کرد هرچند عرصه دهقانی از منظمات مورد معامله سند اصلاحات ارزی متعلق به مورث خواندگان بوده و چنین متبادر می‌نماید که عرصه دهقانی خارج از موضوع مورد معامله سند تنظیمی و جدا از نسخه زراعی است ولی این موضوع که خانه دهقانی به محل سکونت زارع دلالت داشته و زمینی به مساحت ۴۹۶۳ متر مربع را نیز می‌تواند تشکیل دهد برای این هیئت مبهم است
متاسفانه ده سال از حکم قطعی می‌گذرد
لایحه و در خواست ماده۴۷۷ را بنویسد

راهکار قانونی وکیل برای سوال شما


ریاست محترم دادگاه عالی قضایی

با سلام و احترام،

اینجانب [نام و نام خانوادگی] فرزند [نام پدر] با توجه به سوابق پرونده و حکم قطعی خلع ید صادره از سوی دادگاه در خصوص ملک و زمین‌های مورد اختلاف، بدین‌وسیله بر اساس ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی درخواست اعاده دادرسی دارم. موضوع اعاده دادرسی اینجانب در خصوص خانه و حیاطی است که پدر خوانده مرحومم به اینجانب واگذار کرده و در آن خانه‌ای با حضور شهود و سوگند شخصی ساخته‌ام و از ۵۵ سال گذشته در آن سکونت داشته‌ام، اما در حکم قطعی، خلع ید نسبت به این خانه نیز صادر شده است، در حالی که در خصوص این ملک هرگونه ادعای خواهان وجود نداشته و سوالی از اینجانب در جلسه دادرسی مطرح نشده است.

مدارک و مستندات اینجانب شامل شهادت دو نفر شاهد عادل مبنی بر مالکیت و تصرف طولانی‌مدت من بر این خانه و حیاط، اقرار برادران ناتنی در خصوص واگذاری یک هکتار زمین به اینجانب توسط پدر خوانده مرحومم و سوگند شخصی، همگی نشان می‌دهد که حکم صادره در خصوص خلع ید خانه و حیاط، برخلاف واقع و به نفع خواهان صادر شده است و تنها شامل زمین فروخته‌شده به مبلغ یک هکتار بوده است، نه خانه و حیاطی که متعلق به اینجانب است.

همچنین گزارش کارشناس دادگاه مبنی بر اینکه عرصه دهقانی خارج از موضوع مورد معامله سند تنظیمی است و خانه قدیمی پدر خوانده در حیاط محل سکونت زارع قرار دارد، مورد ابهام است و مشخص نیست که چرا حکم خلع ید کلی صادر شده است، در حالی که خانه و حیاط جزو اموال خصوصی اینجانب و مستند به شواهد عینی و سوگند و اسناد معتبر می‌باشد.

با توجه به اینکه ده سال از صدور حکم قطعی گذشته و امکان مطالبه حقوق اینجانب از طریق اعتراض معمولی وجود ندارد، درخواست دارم که دادگاه محترم نسبت به اعاده دادرسی و رسیدگی مجدد به مالکیت خانه و حیاط با استناد به مدارک و شهادت شهود اقدام فرماید و حکم صادره نسبت به خانه و حیاط را اصلاح نماید و اینجانب را از شمول خلع ید خارج کند.

با احترام و تشکر،
[نام و نام خانوادگی]
[امضاء]
[تاریخ]
برای حل دقیق مشکل خود به یکی از وکلای فعال در شهرهای زیر مراجعه کنید:
قیمت وکیل کیفری - بهترین وکیل طلاق توافقی تهران - بهترین وکیل دادگاه انقلاب تهران

مراحل رسیدگی به پرونده حقوقی شما

مرحله اول

مرحله دوم

مرحله سوم



صفحات مرتبط


برچسب ها

لایحه درخواست اعاده دادرسی به موجب ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی لایحه درخواست اعاده دادرسی به موجب ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی لایحه درخواست اعاده دادرسی به موجب ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی
مشاوره حقوقی رایگان