در اغلب موارد، پس گرفتن مهریه بخشیده شده فقط زمانی امکانپذیر است که بخشش بهصورت هبه قابل رجوع انجام شده باشد یا سند بخشش به دلیل اکراه، اشتباه، فریب یا فقدان قصد معتبر قابل بیاعتبار کردن باشد. بنابراین، پس گرفتن مهریه بخشیده شده به متن سند، نوع اقدام حقوقی، نحوه ثبت آن و شرایطی که هنگام امضا وجود داشته بستگی دارد. برای مثال، اگر زوجه در دفترخانه فقط نوشته باشد «تمام مهریه خود را ابراء کردم»، معمولاً بازگرداندن مهر دشوار است؛ اما اگر موضوع در قالب هبه تنظیم شده یا زوجه تحت تهدید و فشار جدی امضا کرده باشد، بررسی قضایی امکانپذیر خواهد بود.
بخشش مهریه در عمل با عبارتهای مختلفی انجام میشود و هر عبارت میتواند نتیجه حقوقی متفاوتی داشته باشد. گاهی زوجه در دفتر اسناد رسمی، ذمه شوهر را نسبت به تمام یا بخشی از مهر بری میکند. این اقدام معمولاً «ابراء» نامیده میشود. ابراء یک عمل حقوقی یکطرفه است و در بسیاری از پروندهها پس از تحقق، قابل پس گرفتن نیست؛ زیرا طلب از بین رفته و دیگر موضوعی برای مطالبه باقی نمیماند.
در حالت دیگر، زوجه مهریه را به شوهر «هبه» میکند. هبه یعنی مال یا حق مالی بهصورت رایگان به دیگری واگذار شود. در این وضعیت، اصل امکان رجوع از هبه باید با توجه به متن سند، قبض، وجود یا عدم وجود عوض و سایر شرایط قانونی بررسی شود. هبه میان زن و شوهر همیشه به یک نتیجه یکسان منتهی نمیشود و نمیتوان تنها با دیدن عبارت «بخشیدم» درباره امکان دعوا اظهارنظر قطعی کرد.
گاهی نیز زوجه در برابر طلاق، تمام یا قسمتی از مهریه را بذل میکند. این وضعیت بیشتر در طلاق خلع و مبارات دیده میشود. بذل مهر در چنین پروندهای به طلاق و تشریفات آن ارتباط دارد و قواعد خاص خود را دارد. بنابراین، بررسی نوع طلاق، قطعی شدن رأی یا گواهی، سپری شدن عده و رفتار هر یک از زوجین اهمیت زیادی دارد.
راه پس گرفتن مهریه بخشیده شده از تشخیص عنوان حقوقی سند آغاز میشود. اگر سند واقعاً ابراء باشد، ادعای رجوع ساده معمولاً پذیرفته نمیشود؛ اما اگر ثابت شود ابراء بدون قصد واقعی، در نتیجه اکراه، تهدید مؤثر، اشتباه اساسی یا فریب واقع شده است، میتوان بیاعتباری آن را پیگیری کرد. اثبات این موارد بر عهده کسی است که ادعا را مطرح میکند و صرف پشیمانی یا اختلاف بعدی با همسر برای بیاعتبار کردن سند کافی نیست.
در هبه، امکان رجوع ممکن است وجود داشته باشد؛ با این حال، موانع قانونی باید بررسی شود. برای نمونه، اگر هبه معوض بوده و عوض آن پرداخت شده باشد، اگر مال یا حق مورد هبه از بین رفته یا به دیگری منتقل شده باشد، یا اگر وضعیت حقوقی طرفین و سند بهگونهای باشد که رجوع را منتفی کند، دعوا با مشکل روبهرو خواهد شد. تشخیص این موضوع به مفاد دقیق سند و مدارک پرونده وابسته است.
همچنین باید میان «بخشش پیش از طلاق» و «بذل مهریه در طلاق خلع» تفاوت گذاشت. در طلاق خلع، زن میتواند در مدت عده از بذل خود رجوع کند؛ این اقدام آثار خاصی بر امکان رجوع شوهر به زوجیت دارد. چنین رجوعی باید در مهلت عده و با رعایت تشریفات لازم انجام شود و با دعوای مستقل برای مطالبه مهریه اشتباه نشود.
برای پیگیری درخواست پس گرفتن مهریه بخشیده شده، ابتدا باید نسخه رسمی سند یا نوشتهای که بخشش در آن انجام شده تهیه شود. تصویر پیامکها یا گفتوگوها بهتنهایی جای سند رسمی را نمیگیرد، اما میتواند برای اثبات تهدید، وعده، فریب یا توافق متفاوت مورد استفاده قرار گیرد. مدارک پرونده طلاق نیز در صورتی که بخشش در جریان طلاق انجام شده باشد، اهمیت ویژه دارد.
اگر امضا بهعلت تهدید یا اجبار گرفته شده باشد، باید زمان، مکان، عامل تهدید و نحوه اثرگذاری آن دقیق توضیح داده شود. ادعای کلی مانند «مجبور شدم» معمولاً برای قانع کردن دادگاه کافی نیست. همچنین فایل صوتی یا تصویر باید از راه قانونی ارائه شود و تشخیص اعتبار آن با مرجع رسیدگیکننده است.
در مرحله نخست، متن سند را کلمهبهکلمه بررسی کنید. تفاوت میان «ابراء ذمه»، «هبه»، «صلح»، «بذل»، «اسقاط حق» و «اقرار به وصول» بسیار مهم است. اگر سند در دفترخانه تنظیم شده، از همان دفترخانه رونوشت یا تصویر برابر اصل دریافت کنید. سپس باید مشخص شود هدف شما ابطال سند، اثبات بیاعتباری ابراء، رجوع از هبه یا مطالبه مهریه بر مبنای بیاعتباری بخشش است.
پس از تعیین خواسته، دادخواست از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت میشود. انتخاب عنوان خواسته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا طرح دعوای صرفاً «مطالبه مهریه» در حالی که سند بخشش هنوز معتبر است، ممکن است با ایراد خوانده و رد دعوا مواجه شود. در برخی پروندهها ابتدا باید بیاعتباری یا ابطال سند بخشش اثبات شود و سپس مطالبه مهر پیگیری شود.
مرجع رسیدگی به نوع خواسته و رابطه آن با زوجیت بستگی دارد. دعاوی مربوط به اصل مهریه و حقوق ناشی از نکاح معمولاً در صلاحیت دادگاه خانواده بررسی میشود، اما دعوای مستقل درباره هبه، سند یا مسائل قراردادی ممکن است از نظر صلاحیت محلی و ذاتی وضعیت متفاوتی داشته باشد. ثبت دادخواست در دفتر خدمات قضایی انجام میشود و مرجع صالح بر اساس عنوان دقیق دعوا و مقررات مربوط تعیین خواهد شد.
هزینه رسیدگی رقم ثابتی برای همه پروندهها ندارد و بر اساس نوع دعوا، مالی یا غیرمالی بودن خواسته، ارزش موضوع و تعرفههای زمان ثبت محاسبه میشود. هزینه دفتر خدمات، دادرسی، احتمال کارشناسی خط و امضا و هزینه اجرای رأی نیز باید در نظر گرفته شود. اگر توان پرداخت هزینه دادرسی وجود نداشته باشد، امکان درخواست اعسار با ارائه دلایل و مدارک مربوط وجود دارد.
یکی از اشتباهات رایج، استناد به پشیمانی بهعنوان دلیل کافی است. پشیمانی، تغییر رفتار شوهر یا بروز اختلاف خانوادگی، بهتنهایی سند بخشش را از بین نمیبرد. اشتباه دیگر، یکسان دانستن هر نوع بخشش با هبه است؛ در حالی که ممکن است سند حاوی ابراء، صلح یا اقرار به دریافت باشد.
برخی افراد نیز بدون توجه به متن سند، اقدام به ارسال اظهارنامه یا توقیف اموال میکنند. اظهارنامه میتواند برای اعلام موضع و مطالبه رسمی مفید باشد، اما جایگزین دعوای اصلی نیست. توقیف مال نیز زمانی امکانپذیر است که مبنای قانونی و اجرایی مناسب وجود داشته باشد. اگر سند معتبر دال بر ابراء وجود داشته باشد، اجرای مهریه بدون حل اختلاف درباره اعتبار آن معمولاً امکانپذیر نخواهد بود.
همچنین نباید از جعل یا ادعای دروغین علیه همسر استفاده کرد. اگر واقعاً سند جعل شده یا امضا متعلق به زوجه نباشد، موضوع میتواند جنبه کیفری پیدا کند؛ اما طرح شکایت بدون دلیل ممکن است مسئولیت قانونی ایجاد کند. ادعای کیفری باید فقط بر اساس واقعیت و مدارک قابل بررسی مطرح شود.
در حالت عادی، ابراء باعث از بین رفتن دین شوهر میشود و رجوع ساده از آن امکانپذیر نیست. با این حال، اگر ثابت شود سند بدون قصد، بر اثر اکراه مؤثر، فریب، اشتباه اساسی یا جعل تنظیم شده است، میتوان اعتبار آن را در مرجع صالح به چالش کشید. نتیجه پرونده به دلیل ارائهشده و قدرت اثبات آن بستگی دارد.
چنین پیامی معمولاً بهتنهایی اثباتکننده حق قطعی نیست، اما میتواند قرینهای درباره توافق طرفین یا وعده انجام تعهد باشد. باید مشخص شود بخشش قبلی با چه عنوانی انجام شده و پیام دقیقاً چه مفهومی دارد. دادگاه مجموع اسناد، پیامها، شهادتها و رفتار طرفین را بررسی میکند.
ثبت رسمی، اعتبار سند را افزایش میدهد؛ اما آن را در برابر ادعای جعل، فقدان قصد، اکراه یا بیاعتباری قانونی کاملاً غیرقابل اعتراض نمیکند. معمولاً باید دعوای متناسب با ایراد مطرح شود و دلایل روشن ارائه شود. صرف مراجعه به دفترخانه و درخواست لغو سند، بدون رضایت طرف مقابل یا حکم مرجع قضایی، کافی نیست.
در طلاق خلع، رجوع زن از بذل در مدت عده ممکن است، اما این اقدام شرایط و آثار ویژهای دارد. رجوع از بذل با مطالبه عادی مهریه تفاوت دارد و باید با توجه به نوع طلاق، ثبت طلاق، باقی بودن عده و اطلاعرسانی قانونی انجام شود. پس از پایان عده، وضعیت متفاوت خواهد بود.
برای همه حالتهای مربوط به بخشش مهر نمیتوان یک مهلت واحد تعیین کرد. در طلاق خلع، مدت عده اهمیت اساسی دارد، اما در ادعاهای مربوط به بطلان، اکراه یا جعل، زمان اقدام همچنان مهم است و تأخیر میتواند اثبات ادعا را دشوار کند. بهتر است پس از دریافت سند و مدارک، بدون تأخیر با متخصص حقوقی مشورت و اقدام مناسب ثبت شود.
پس گرفتن مهریه بخشیده شده به نوع سند و دلیل حقوقی بستگی دارد، نه صرفاً به این موضوع که زوجه بعداً از تصمیم خود پشیمان شده است. ابراء، هبه، صلح و بذل هرکدام آثار متفاوتی دارند. اگر بخشش در قالب ابراء معتبر انجام شده باشد، امکان رجوع معمولاً محدود است؛ اما در صورت وجود اکراه، فریب، جعل، اشتباه اساسی یا شرایط قابل رجوع در هبه، پیگیری قضایی میتواند مطرح شود. بررسی اصل سند، تعیین خواسته درست، جمعآوری دلیل و رعایت مهلتهای مرتبط با طلاق، مهمترین اقدامات عملی برای حفظ حقوق زوجه است.